دبی شهری‌ست که هر گوشه‌اش پر از فروشگاه، نمایندگی، دلال، تاجر و مغازه‌دار است. همین تنوع، فرصت می‌آفریند؛ اما خطر هم در سایه‌اش پنهان می‌شود. بازی اعتماد در این شهر، مثل قدم زدن روی پل شیشه‌ای است: اگر جای درست پا بگذاری، دنیا زیر پایت روشن می‌شود؛ اگر نه، اعصابت را نابود می‌کند.



اولین نشانه اعتماد: رفتار اولیه



آدم قابل اعتماد، از همان مکالمه اول خودش را لو می‌دهد.

وقتی قیمت‌ها را واضح می‌گوید، وقتی پنهان‌کاری نمی‌کند، وقتی برای هر سؤال یک جواب روشن دارد، یعنی بازی‌اش تمیز است.

فروشنده‌ای که ۱۰ دقیقه اول حرفش پر از «مشکلی نیست، فردا میارم، قیمت خاص فقط برای تو» باشد، معمولاً خودش بیشتر از همه مشکل دارد.



فاکتور و آدرس؛ نه اسطوره‌اند نه لطف



در دبی فاکتور رسمی یعنی هویت.

فروشنده‌ای که فاکتور نمی‌دهد، یعنی ردپا نمی‌گذارد.

هر کسب‌وکاری که معتبر باشد، آدرس مشخص دارد، تابلو دارد، شماره ثبت دارد.

اعتماد روی کاغذ ساخته نمی‌شود، اما روی فاکتور چرا.



جمله طلایی: «جنس رو چک کن»



کسی که جنسش سالم باشد، از چک کردن نمی‌ترسد.

اجازه لمس، تست، بررسی، حتی باز کردن جعبه به اندازه لازم—همه این‌ها نشانه سلامت معامله‌اند.

فروشنده‌ای که عجله دارد و مدام می‌گوید «برادر عجله دارم»، معمولاً چیزی را پنهان می‌کند.



قیمت غیرطبیعی = زنگ خطر



در دبی همه‌چیز رقابتی است؛ اما تخفیف‌های عجیب معمولاً بوی دردسر می‌دهند.

وقتی یک کالا ۲۰–۳۰٪ پایین‌تر از قیمت بازار است، یا جنسش مشکل دارد، یا واسط قابل اعتماد نیست، یا داستانی پشت پرده است که قرار نیست به تو بگویند.



اسم و سابقه؛ مهم‌تر از ظاهر مغازه



در دبی، خیلی‌ها مغازه کوچک دارند اما اعتبار بزرگ.

خیلی‌ها هم فروشگاه بزرگ دارند اما داستان‌شان پر از شک.

سابقه، معرفی دیگران، اسم‌ورسم در بازار—این‌ها همان ستون‌های اعتمادند.



قدم آخر: حس درونی‌ات را جدی بگیر



انسان، مثل یک سنسور قدیمی اما دقیق است.

وقتی در معامله‌ای احساس بد داری، انگار ذهن ناخودآگاهت اطلاعاتی را دیده که خودت ندیدی.

دبی شهری‌ست که اشتباهِ یک‌بار، می‌تواند یک ماه جیبت را خالی کند. پس اگر چیزی توی دلت لرزید، عقب بکش.